۱۳۹۹/۱۰/۲۷ ۱۲:۱۰:۱۴
ورود بورس به تله ارزندگی

بازار سهام در هفته گذشته به‌رغم تداوم نسبی رفتار مساعد متغیرهای موثر بر سودآوری شرکت‌های بزرگ، روند منفی خود را ادامه داد و با افت بیش از ۶ درصدی و ورود به کانال ۲/ ۱ میلیون واحدی، عقربه شاخص کل در فاصله کمتر از ۲ درصدی از کف بیستم آبان ماه و حدود ۲۰ درصد کمتر از اوج ۲۲ آذر ماه ۹۹ ایستاد.

شروین شهریاری- دنیای اقتصاد: بازار سهام در هفته گذشته به‌رغم تداوم نسبی رفتار مساعد متغیرهای موثر بر سودآوری شرکت‌های بزرگ، روند منفی خود را ادامه داد و با افت بیش از ۶ درصدی و ورود به کانال ۲/ ۱ میلیون واحدی، عقربه شاخص کل در فاصله کمتر از ۲ درصدی از کف بیستم آبان ماه و حدود ۲۰ درصد کمتر از اوج ۲۲ آذر ماه ۹۹ ایستاد. رفتار اخیر بازار سرمایه به لحاظ متغیرهای نموداری، سیگنال مثبتی را ارسال نمی‌کند و در صورت شکست کف قبلی و ورود به کانال ۱/ ۱ میلیون واحد، شرایط از منظر تکنیکی دشوارتر هم خواهد شد. از نگاه بنیادی اما نگرانی کمتری متوجه کلیت بازار و شرکت‌های بزرگ است به‌ویژه آنکه در هفته جاری گزارش‌های فصل پاییز به‌عنوان ایده‌آل‌ترین فصل تاریخ فعالیت شرکت‌های کالا محور به لحاظ درآمد و فروش رقم خواهد خورد. با این حال دغدغه حاضر فعالان بازار عبارت از تداوم بی‌واکنشی نرخ‌های سهام به شرایط سودآوری شرکت‌هاست؛ وضعیتی که تا حدی به عدم اطمینان از ثبات متغیرهای کنونی شامل نرخ ارز و قیمت‌های جهانی مربوط می‌شود که در هفته گذشته با کاهش نسبی قیمت دلار در برابر ریال تا حدی پررنگ‌تر شد.

 

 

تناقض رشد سود و افت قیمت سهام

در ادبیات مالی اصطلاحی وجود دارد که از آن تحت عنوان تله ارزندگی (value trap ) یاد می شود. این موقعیتی است که سهام یک شرکت یا کل بازار به ویژه از منظر متغیرهایی نظیر رشد سودآوری آتی، P/E جریانات ....آتی برای مدت طولانی نسبت به این تحولات بی تفاوت به نظر می رسد. خطر تله های ارزندگی برای سرمایه گذاران عبارت از این است که هر چه سهام ارزنده تر به نظر می رسند و خرید آن توجیه پذیر ترمی شود نرخ سهام  درجا می زند یا افت بیشتری تجربه می کند. از سرمایه گذار افسانه ای بازارهای سهام یعنی وارن بافت نقل شده که " مهم نیست چقدر سهم ارزان است، مهم این است که تا چه زمان ارزان می ماند!" مشکل تله های ارزندگی این است که سرمایه گذاران تمایل دارند که قیمتهای کنونی یک دارایی را با روند تاریخی اخیر مقایسه کنند و از رهگذر آن نتیجه بگیرند که به دلیل رشد سود و افت قیمت، خرید سهام توجیه پذیر شده است. با این وجود، آنچه معمولا نادیده گرفته می شود این است که قیمتهای سهام همیشه می توانند ارزنده تر از قبل شوند و میزان افت اخیر آنها نیز لزوما تعیین کننده پتانسیل بهبود شرایط آتی نخواهد بود. در حال حاضر به نظر می رسد وضعیت بورس تهران نشانه هایی از تطابق با شرایط موصوف دارد. از یک سو محاسبات نشان می دهد که نسبت قیمت به درآمد آتی بازار به کمتر از 9 واحد رسیده که حدود یک سوم اوج تابستان است اما این رقم از یک سو هنوز نسبت به میانگین تاریخی 7واحدی فاصله دارد و از سوی دیگر، این افزایش ارزندگی سهام لزوما به معنای ایجاد امکان رشد محدود در کوتاه مدت نیست.

 

تمدید حاشیه سود؟

دومین مناقشه اخیر مربوط به تعیین نرخ پایه فولاد در بورس کالا، نقل قولی شنیده شد که در هیاهوی موجود به اندازه کافی مورد توجه قرار نگرفت . این نقل قول مربوط به حاشیه سود شرکتهای فولادی بود که در محدوده بیش از 50 درصد در حال تحقق است که چند برابر حاشیه سود رقبای جهانی این صنعت است. این موضوع هر چند در بستر نادرست و با هدف توجیه نرخ گذاری فولاد مطرح شد اما از جنبه ای دیگر، واقعیتی را در خود نهفته دارد که هم می تواند به چشم نقطه قوت و هم به صورت تهدید در نظر گرفته شود. واقعیت این است که نه تنها صنعت فولاد بلکه شرکتهای پتروشیمی، فلزات اساسی و معدنی در سال جاری با حاشیه سودهایی در حال فعالیت هستند که نه تنها چند برابر شرکتهای مشابه جهانی است بلکه نسبت به متوسط مارجین تاریخی خود این شرکتها در بلند مدت هم به طور میانگین حداقل 100 درصد بیشتر است. از منظر نقطه قوت، شرایط کنونی طبیعتا امکان دست یابی به سودهای رویایی را برای شرکتهای این صنایع فراهم کرده است اما از منظر تهدید، در کنار مخاطرات قیمت گذاری، احتمال افزایش نرخ نهاده های تولید شامل قیمت انرژی، خوراک، عوارض دولتی، مالیات و ... را پر رنگ کرده است. بدیهی است در شرایط حاشیه سودهای نامتعارف کنونی شرکتها از یک سو و تنگنای اقتصادی و بودجه ای در بخش عمومی و دولتی، تعریف هزینه های جدید و واقعی سازی قیمت نهاده های تولید از سناریوهای محتمل است. به این ترتیب، یکی از دلایل احتیاط کنونی سرمایه گذاران به رغم شرایط ایده آل سودآوری شرکتها می تواند به همین جنبه تهدید آمیز مربوط باشد.

 

در انتظار بزرگترین محرک بودجه ای تاریخ جهان

در هفته جاری پس از کش و قوس فراوان، یک تغییر بنیادی در آرایش سیاسی بزرگترین اقتصاد جهان به مرحله تحقق خواهد رسید به نحوی که با استقرار رئیس جمهور دمکرات و دو بال قانون گذاری همسو (سنا و مجلس نمایندگان دمکرات) عملا زمینه برای تحقق شعارهای حزب آبی در ایالات متحده آمریکا فراهم خواهد شد. یکی از وعده های مهم این گروه عبارت از اجرای بزرگترین برنامه سرمایه گذاری زیر ساختی در تاریخ این کشور و به تبع آن جهان خواهد بود. این برنامه از یک سو در زیر ساختهای عمرانی سرمایه گذاری خواهد کرد و از سوی دیگر به حوزه انرژی های پاک و نوین خواهد پرداخت. بر آورد می شود که اندازه این برنامه بودجه ای بر دو تریلیون دلار بالغ شود. از سوی دیگر، زمزمه هایی وجود دارد که بایدن قصد دارد که ارزش چکهای  600 دلاری ارسالی به خانوارها را به 2000 دلار افزایش دهد، اکثر بانکهای سرمایه گذاری پیش بینی کرده اند که نظایر این برنامه ها هم تا یک تریلیون دلار هزینه اضافی در سال 2021 برای دولت آمریکا  در بر داشته باشد؛ با توجه به گرایش عمده حاضر مبنی بر تامین منابع این کسری ها از محل فروش اوراق قرضه از یک سو و حضور بانک مرکزی در سمت خرید از سوی دیگر، انتظار می رود که اجرای برنامه های اقتصادی حزب آبی در سال 2021 پیام آور تداوم رونق نسبی کنونی در بازارهای مالی و کالایی جهان با چاشنی کاهش ارزش دلار و رشد موقت فعالیتهای اقتصادی باشد؛ شرایطی که برای اقتصاد های صادرات محور نظیر ایران و شرکتهای بورس آن کماکان نوید بخش تلقی می شود.

کد خبر 1820

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 2 + 11 =